وردکی ماما همرای خانم اش از وردک کابل میامد در موتر ملی بس، خانم اش گفت این نفر دست خوده در یخنم داخل کده در بین سینه هایم چیزی میپاله ، وردکی ماما گفت بان که بپاله پیسه کل اش پیش مه است